تبلیغات
ورزش و نرمش - مطالب ابر اشعار حافظ
منوی اصلی
ورزش و نرمش
اس ام اس خرید اینترنتی فروشگاه اینترنتی جوک عکس
  • محمود راکرز پنجشنبه 22 آبان 1393 11:08 ق.ظ نظرات ()


    اشعار حافظ


    ساقیا برخیز و درده جام را

    خاک بر سر کن غم ایام را


    اشعار حافظ


    ساغر می بر کفم نه تا ز بر

    برکشم این دلق ازرق فام را


    اشعار حافظ


    گر چه بدنامیست نزد عاقلان

    ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را


    اشعار حافظ


    باده درده چند از این باد غرور

    خاک بر سر نفس نافرجام را


    اشعار حافظ


    دود آه سینهٔ نالان من

    سوخت این افسردگان خام را


    اشعار حافظ


    محرم راز دل شیدای خود

    کس نمی‌بینم ز خاص و عام را


    اشعار حافظ


    با دلارامی مرا خاطر خوش است

    کز دلم یک باره برد آرام را


    اشعار حافظ


    ننگرد دیگر به سرو اندر چمن

    هر که دید آن سرو سیم اندام را


    اشعار حافظ


    صبر کن حافظ به سختی روز و شب

    عاقبت روزی بیابی کام را

    اشعار حافظ

    اشعار حافظ

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 آبان 1393 11:09 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • محمود راکرز دوشنبه 5 آبان 1393 03:36 ب.ظ نظرات ()


    اشعار حافظ


    خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

    چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است


    اشعار حافظ


    جانا به حاجتی که تو را هست با خدا

    کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است


    اشعار حافظ


    ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم

    آخر سؤال کن که گدا را چه حاجت است


    اشعار حافظ


    ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست

    در حضرت کریم تمنا چه حاجت است


    اشعار حافظ


    محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست

    چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است


    اشعار حافظ


    جام جهان نماست ضمیر منیر دوست

    اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است


    اشعار حافظ


    آن شد که بار منت ملاح بردمی

    گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است


    اشعار حافظ


    ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست

    احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است


    اشعار حافظ


    ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار

    می‌داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است


    اشعار حافظ


    حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود

    با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است

    اشعار حافظ

    اشعار حافظ

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • محمود راکرز سه شنبه 8 مهر 1393 12:12 ب.ظ نظرات ()


    اشعار جالب حافظ


    زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

    پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست


    اشعار جالب حافظ


    نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان

    نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست


    اشعار جالب حافظ


    سر فرا گوش من آورد به آواز حزین

    گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست


    اشعار جالب حافظ


    عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند

    کافر عشق بود گر نشود باده پرست


    اشعار جالب حافظ


    برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر

    که ندادند جز این تحفه به ما روز الست


    اشعار جالب حافظ


    آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم

    اگر از خمر بهشت است وگر باده مست


    اشعار جالب حافظ


    خنده جام می و زلف گره گیر نگار

    ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

    اشعار حافظ

    اشعار جالب حافظ

    آخرین ویرایش: سه شنبه 8 مهر 1393 12:14 ب.ظ
    ارسال دیدگاه